عزیزیترینم
من چشمهایم را بستهام
اما آینه به آینه
پر از چشمهای اوست
هوا را که نفس میکشم
انگار بوی نگاه میدهد
نمیدانم چرا دیگر او را نمیبینم
چشمهایم در حسرت نگاهش کور شدهاند...
نویسنده » غزل » ساعت 6:39 عصر روز پنج شنبه 87 آذر 21
درباره نویسنده
عزیزیترینم
من چشمهایم را بستهام
اما آینه به آینه
پر از چشمهای اوست
هوا را که نفس میکشم
انگار بوی نگاه میدهد
نمیدانم چرا دیگر او را نمیبینم
چشمهایم در حسرت نگاهش کور شدهاند...