بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و ستایش خدایی را سزاست که پرده تاریک شب را به برق درخشان روز روشن درید و این درخشش زیبا را مایة حرارت، حرکت و محشر و حیات مخلوقات قرار داد تا هر موجودی در روی زمین و در زیر آن و درون دریاهای عمیق و در شکاف کوهستانهای صعب العبور و درةهای عمیق و هولناک و در دل جنگلهای انبوه و دور و در شهرهای نزدیک و دور آدمیان و جنیان و هر که به لطف خدای خویش صاحب حرکت و هستی است در پی روزی خویش به سویی شود و به هدایت خدایش از خوان گستردة نعمتهایی که پروردگار ش به لطف و مهربانی گسترده است بهره خویش را بردارد و ستایش و ثنای بی پایان خداوندی راست که شب ظلمانی را چونان چادری سیاه بر رخسار زمین کشید تا مایه آرامش مخلوقات باشد تا از پس یک روز پرتلاش و مسابقهای نفسگیر و قیامتی بزرگ، اینک به آرامش و راحتی رسند و قوای از دست رفته را بازیابند و نشانهای از مرگی باشد که بیگمان هر صاحب حیاتی روزی آن را درخواهد یافت و در این آمد و شد شبان و روزان، آیاتی برای صاحبان قبلهایی قرار داد که خواهان هدایت به سوی اویند و بندگانی که در پی یافتن آفرینشگر این همه زیبایی، پیوسته سر در گریبان تفکر دارند و این دو آیت را وسیلهای برای حساب روزگاران و ساعتهای عمرها قرار داد و در این میان شبها و روزهایی را به لطف بیپایان و نیکی بی زوالش مخصوص گردانید و آدمیان را به یادآوری آن روزها و شبهای ویژه فراخواند تا پروردگار خویش را پیوسته بدانها بستایند و بر منتی که بر ایشان نهاد شکر گزارند.
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم و تو چه میدانی که شب قدر چیست؟ آن شب مبارک شبی است که از هزار ماه بهتر است و فرشتگان الهی و روح در آن شب به اذن خدایشان برای تقدیر هر کاری نازل میشوند، آن شبی است سرشار از سلامت و برکت تا طلوع سپیده سحر (قرآن حکیم/سوره قدر)
... امروز دین خود را (با ابلاغ ولایت علی علیه السلام) بر شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و (در مقام خدائیام) راضی شدم که دین شما اسلام باشد... (قرآن کریم/سوره مائده /آیه 3)
خدایا روزت را گرامی میدارم که هر روز روز توست و هر شب شب توست و هر ساعت ساعت تو و هر لحظه زمانی است متعلق به حضرتت، پس در مقام بندگی سپاست میگویم که قلبی عطایم کردی که نشانههایت را بنگرد و تصدیقت کند و فکری عطا کردی که آثار صنعتت را دریابد و زبانی که در پی هدایتت به حمد و ثنایت پردازد ای بینیاز بیهمتا و ای مهربان بیبدیل شهادت میدهم که خدایی جز تو نیست و از تو میخواهم که بر بهترین بندهات و والاترین فرستادهات محمد مصطفی (ص) و بر جان گرامیاش علی (ع) پرچم هدایتش و خاندان پاک و مطهرش درود و رحمتی بی پایان فرستی که شبها و روزها از آن نکاهند و تا همیشه بر حضرت ایشان عرضه شود. آمین یا ربالعالمین
برداشتی آزاد از نهج البلاغه علی علیه السلام
جهان را ادامه میدهیم
امانت خدا بر زمین مانده بود، آدمیان میگذشتند بی هیچ باری بر شانههاشان. خدا پیامبری فرستاد تا به یادشان بیاورد، قول نخستین و بیعت اولین را. پیامبر گفت: ای آدمیان، این امانت از آن شماست. بر دوشش کشید. این همان است که زمین و آسمان را توان بر دوش کشیدنش نیست. پس به یاد آورید انسان را و دشواریاش را.
اما کسی به یاد نیاورد. پیامبر گفت: عشق است. عشق است. عشق است که بر زمین مانده است. مجال، اندک است و فرصت کوتاه.
شتاب کنید وگرنه نوبت عاشقی میگذرد. اما کسی به عشق نیندیشید. پیامبر گفت: آنچه نامش زندگی است، نه خیال است و نه بازی، امتحان است. و تنها پاسخ به آزمون زندگی، زیستن است، زیستن.
اما کسی آزمون زندگی را پاسخ نگفت. و در این میان کودکی که تازه پا به جهان گذاشته بود، با لبخندی پیامبر را پاسخ گفت. زیرا پیمانش را با خدا به یاد میآورد.
آنگاه خدا گفت: به پاس لبخند کودکی، جهان را ادامه میدهیم.
عرفان نظرآهاری