چون عاشق روی تو شدم، اینم بس
سرگشتهی کوی تو شدم، اینم بس
با مملکت دو عالمم کاری نیست
سودایی کوی ِ تو شدم، اینم بس

امروز سراسر شور و عشقم، امروز آهنگ نامت میکنم، امروز بیقرارترینم برای تو که آمدی و ماندی برای من، برای ما، برای عالم و برای... تو را چون جان دوست میدارمت اما پلکهای سنگینم نمیگذارند تو را ببینم... مولای من! شاید جسارتی گستاخانه باشد اما در سالروز آمدنت ذرهای از نور خود را به دل تاریکم هدیه کن... زائر بقیع و خانهی خدایم، بیا و دستهای خالی و پر از خواهشم را بگیر، عنایتی کن تا با نگاه تو زهرا و ائمهی بقیع را بنگرم، با صدای تو لبیک گوی خانهی خدا باشم، با پای تو طواف خانهی عشق کنم و با نفسهای تو زنده بمانم... بیا و مرا ذرهای چون منتظران دوست داشتنی خود کن... ای همه سودای من! صفایی دارد با تو زیارت رفتن...
پ.ن: الهی! به حرمت دعای مهدی فاطمه روحی فداه، دستهای خالیمان را تهی برمگردان...
پ.ن: عزیزترینم! تمام روزهای بیتو بودن را تحمل میکنم باشد که روزی به سر آید...
پ.ن: الهی! یا رب الحسین، اشف صدر الحسین بظهور الحجه...
زائر خانهی خدایم از تمام دوستان عزیزم که از وبلاگم بازدید میکنند و هم چنین از لینک دوستانم عاجزانه حلالیت طلبیده امیدورام دعاگو باشند و از خدا برایم زیارتی بامعرفت بخواهند... وظیفهی خود میدانم در طول سفر دعاگوی شما عزیزان باشم هرچند روسیاهم.
نویسنده » غزل » ساعت 6:14 عصر روز شنبه 25 تیر 90
امیری حسین و نعم الامیر...
دخیل ضریح تو دستهای خالی من...
به کسی اجازه ی ورود نمیدادن اما من رفتم! کنار ضریح بودم! تکه تکه ی دلم رو به تک تک مشبکهای ضریح دخیل بستم! به کدامین آبرو راهم دادی؟! شرمندهی همهی خوبیهای آقای خوبم...
پ.ن: نفسم، زندگیم، مالم، هستیم، جانم فدای حسین...
نویسنده » غزل » ساعت 1:53 صبح روز سه شنبه 14 تیر 90
خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی...
شاید مبعثی دیگر تا زنده شود دلهای مرده...
عزیز دل! بیا، نفسهایمان به شماره افتاده...

باز جمعهای دیگر آمد!
باشد...
به میهمانی دلها نیامدی...
پ.ن: چشم براه آمدنت میمانم...
نویسنده » غزل » ساعت 2:34 عصر روز جمعه 10 تیر 90
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد...
باز امشب یاس حضورت، یاَس را از من ربود و نور امید را در دلم روشن کرد، باز امشب میان ستارههای درخشان رجب چشم بر آسمان تو دوختم، ای مهربانترین مهربانان! سپاس تو را که رجب را به ما هدیه کردی و لیله الرغائب را روزیمان کردی. یا مقلب القلوب! بهار عبادتِ قلبم را چنان از آن خودت کن که غیر از تو به کسی نیندیشم و نگاهم را چنان محو زیبائیهات کن که شبها در خلوت حضور، تنها تو را احساس کنم... چگونه تو را نخوانم در شبهایی که از آن توست، در ماهی که به نام توست و خود بندگانت را به عاشقانه گریستن بر آستانت فراخواندی؟ چگونه تو را نخوانم که عبور نوری ای منتهای حضور در دلهای بیپناه!؟ امشب سراسر شور ِ شورم، اشکهایم شاهدی شیوا بر دل گنهکارم است، امشب یاد تو بر دلم شرار افکنده ای بهترین آرام کنندهی دل بیقرار...
شاهد حالم! اگر چه معصیتم بیش از عبادتم بوده است اما لطف تو بیشتر از هر آنچه تصور میشود. خدایا! اگر چه پر از گناهم اما تو پر از رافتی. مهربانم! اگر چه راه تو را گم کردهام اما تو خود راهنمایی. ستارگان ماه رجب پر نورتر از همیشه راه را برایم روشن کردهاند و آب و آئینه صادقتر از همیشه در این شبهای پر رمز و راز نیایش مرا به سوی تو میخوانند که زیباترین حضور در پهنهی آسمانی ای سراسر نور و نور و نور. الهی! باید که به سوی تو گام بردارم و این ماه چه زیبا فرصتی است برای پیدا کردن خوِد ِ گم گشتهام. عزیزترینم! پردهی غفلت را از جانم بزدای و نور حقیقت را در دل تاریکم بتابان، شبهایم را پر از عطر عبادت فرما و روزهایم را پر از خوبی بنمای. مرا که با تو شادم پریشانم مکن...

پ.ن: الهی! لذت با تو بودن را به من بچشان، ای خوب، ای محبوب، ای عزیز...
پ.ن: الهی! مبادا مرا وا نهیام که تنها امیدم تویی، خدایا، خداوندا! من فقط تو را دارم و بی تو هیچم...
انتظار در لحظههای خاکستری سکوت...
فانوس چشمهایم سالهاست که در سرزمین انتظار سوسو میزند شاید روزی از خورشید نگاه تو جانی بگیرد، حجم شبهای تنهائیم تشنهی حضور روشن توست در التهاب کوچههای بیکسی تنها التیام زخمهای غریبیم حضور آشنای توست... در شب آرزوها تنها آرزویم آمدن تو و دیدن تو و بودن و ماندن توست... کاش امشب میآمدی! ای چشم براه ظهور...

پ.ن: تمام دعایم تویی، ای کاش تو نیز امشب دعاگویمان باشی...
پ.ن: یا رب الحسین، اشف صدر الحسین بظهور الحجه...
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است. اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول میکنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه " در صورت امکان و بلا مانع بودن " روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود، در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود ان شاء الله به استجابت می رسد.
امشب راهی حرم هستم و برای تمام دوستان عزیزم اگر لایق باشم دعاگویم التماس دعا از همهی عزیزان...
نویسنده » غزل » ساعت 2:0 عصر روز پنج شنبه 19 خرداد 90
یا اباصالح! دلم را عشق تو کرده هوایی
میکنی در آسمان قلب ِ مجروحم خدایی
من انتظار را میشناسم و از آغاز پیدایش عشق تو در وجودم آن را پیراهن خویش کردهام، انتظار دست بردار ِ لحظههای من نیست در کوچه باغهای دلم شکوفایی حضورت را حس میکنم، اما!!! باز هم یک سال ِ بی حضور تو را پشت حصار تقویم جا میِگذاریم... کوچک که بودم آنقدر از مرد شمشیر بدست شنیده بودم که میترسیدم تو بیایی! چه میدانستم تو اینقدر بلا گردان مایی! چه میدانستم در پرتو مهربانیهایت دایم دعاگویمان هستی! دوستت دارم... آنقدر که این روزها و شبها بیتاب توام و با تمام جان، آمدنت را میخوانم. تو خود خوب شاهدی، شوری در دلها افتاده! انگار آمدنت را خبر میدهند! ایمان دارم، ایمان داریم آمدنت نزدیک است عینا شبیه بهار! منتظر میمانیم... چشم براهمان مگذار... دعا میکنیم بیایی تا شیرینی بهار با آواز عدالت خواهیت بر جانمان بنشیند...

پ.ن: یا رب الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجه.
پ.ن: الهی! رفتا و گفتار و کردارم را زمینه ساز ظهور قرار ده.
فردا عازم سرزمین نور هستم و سال 90 را در شلمچه میعادگاه محمد و دیگر شهدا هم صدا و هم نفس با آنها شروع میکنم. شلمچه سرزمینی از تبار نور و ایمان، جایی که ذره ذرهی خاکش بوی نم باران شهادت میدهد و در دل آسمانش جاودانهترین تابلوی زمان را نقش کردهاند، عشق و ایثار و شهادت در راه ایمان و ولایت...

پ:ن. الهی! به حرمت شهدا ما را به نقطهی خوب شدن و خوب ماندن برسان...
همیشه و همه جا همراه و هم نفست خواهیم ماند تا ظهور دولت یار...

پ:ن. از دل همه را تکاندهام الا تو...
پیشاپیش فرا رسیدن نوروز ایرانی را به تمامی دوستان عزیزم چه به آنهایی که دسترسی دارم و چه به عزیزانی که شاید هیچ وقت دیگر نبینمشان تبریک عرض نموده و سالی سرشار از لطف الهی، رضایت و توجه آقا امام زمان "عج" و عافیت و بهروزی آرزومندم.

پ:ن. الهی! حول حالنا الی احسن الحال...
نویسنده » غزل » ساعت 4:12 عصر روز جمعه 27 اسفند 89