• وبلاگ : تسنيم چشمه اي در بهشت
  • يادداشت : دل ِ تنگ...
  • نظرات : 4 خصوصي ، 16 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    يه چيزي درگوشت ميگم به هيششششكي نگو:::::: ميگم بچه جون آخه چرا ور ميداري شعرو دستكاري ميكني؟ ها؟ اين شعر آخرش نگفته منتظر ميمانم ها!!! ياور كه اينهمه زحمت كشيده اين شعرو گفته،،، اون مصرع ِ آخرو يه چي ديگه گفته .... واسچي دستكاري ميكني؟ ----- آخه تو هر چي دستت مياد بايد بزني داغونش كني؟ به شعر مردمم رحم نميكني؟ ا ِ ا ِ ا ِ !!!!!

    بدو. بدو برو درستش كن وگرنه من از اعتراض ميام بيرون اغتشاش ميكنم!

    پاسخ

    سلام... خوبي!!!! ببين باز پاتو كردي تو كفش من، خودتم ميدوني كه من به اين موضوع چي ( آلزايمر = حساسيت ) دارم: دي... شفاف سازي شد. بابا چكار به اين كارا داري بنابر اصلاحات شعري با نظر شاعر تغييرات كوچيكي انجام گرفت، اينم يه مصرع تقديم به تو به كه به همه چيز گير ميدي: خدا داند و بس كه من چه خون و دل خورم ز دست تو. درستش نمي كنم ببينم با اين اغتشاشا به كجا مي رسي، باش تا ببينيم...